بیت پورت: ارزهای رمزپایه پرداختهای همتابههمتا(P2P) را برای ما به ارمغان آورد. این نوآوری همچنان مشارکت میلیونها نفر را در اقتصاد جهانی بدون دسترسی به خدمات بانکی سنتی به همراه داشته است. افزایش دیفای(منابع مالی غیرمتمرکز) نوید دسترسی بیشتر به خدمات مالی شامل پسانداز، وام، مشتقات، مدیریت دارایی و بیمه محصولات را میدهد.
دیفای نقش مهمی برای دسترسی گسترده به منابع مالی ایفا میکند. اما باید در محیطی تحتنظارت که افراد و موسسات تحتحفاظت قرار میگیرند و فعالیتهای مشکوک شناسایی و گزارش میشوند،شکوفا شود. اما چگونه میتوانید این محصولات غیرمتمرکز را بدون حذف کامل ویژگیهای اصلی شمول مالی و تمرکززدایی تنظیم کنید؟
دستورالعملهای KYC(مشتری خود را بشناس) یک عملکرد مهم برای ارزیابی ریسک میباشد. همچنین یک الزام قانونی برای رعایت قوانین مبارزه با پولشویی (AML) است که در حوزه قضایی متفاوت است. بیشتر این قوانین AML به دلایل خوبی وضع شده است. برای جلوگیری از جنایتکاران و تسهیل پولشویی پولهای بدست آمده از طریق فعالیتهای غیرقانونی (مانند قاچاق انسان یا مواد مخدر، تروریسم و غیره). مقررات AML موسسات مالی را ملزم میکند که هویت واقعی مشتریان خود را بدانند. آنها می بایست معاملات را زیر نظر داشته باشند و فعالیتهای مشکوک مالی را نیز گزارش دهند.
چرا نهادهای نظارتی دیفای را یک مشکل بزرگ میدانند
با توجه به اینکه برنامههای غیرمتمرکز(DApps) هیچ نهاد مرکزی و کنترل کنندهای ندارند، اینکه مسئولیت اطمینان از رعایت قوانین و الزامات نظارتی DApps از جمله برنامههای دیفای با چه کسی است، مشخص نیست. فرض کنید یک مهاجم باجافزار از یک مبادله غیرمتمرکز(DEX) برای پولشویی وجوه سرقت شده خود استفاده میکند. چه کسی مسئول گزارش تراکنشها است؟ چه کسی به زندان میرود یا برای عدم ارائه گزارش جریمه پرداخت میکند؟ اعضای سازمان خودمختار غیرمتمرکز (DAO) که DAppها را کنترل میکنند؟ توسعه دهندگانی که کد را توسعه داده اند؟
اگرچه این سوالات عمدتاً بی پاسخ هستند، اما ناظر جهانی پولشویی، گروه اقدام مالی(FATF) اخیراً دستورالعملهایی را ارائه کرده است. این دستورالعملها مشخص میکند که مالک، اپراتور DApp تحت تعریف VASP(خدمات دارایی مجازی ارائه دهنده) قرار میگیرند. حتی اگر طرفهای دیگر نیز در خدمات نقش داشته باشند یا بخشهایی از این فرآیند به صورت خودکار انجام شود. اگر عناصر هر قسمت از تعریف VASP در جای خود باقی بماند، عدم تمرکز هر یک از عناصر عملیات، قرارگیری تحت تعریف VASP از بین نمیرود.
این نشان میدهد که DApps (DEXs و سایر برنامههای دیفای) مسئول رعایت قوانین مخصوص کشور برای اجرای استانداردهای FATF AML و تامین مالی تروریسم (CTF) خواهند بود.
بعنوان مثال بورس تجاری بیتکوین(BitMEX) اینطور عمل میکند: اگرچه BitMEX یک صرافی متمرکز است، اقدامات اجرایی که توسط کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) و وزارت دادگستری ایالات متحده (DOJ) علیه بنیانگذاران این پلتفرم انجام شده است، پیامدهایی برای دیفای دارد. CFTC اپراتورها را به نقض قوانین AML متهم کرد و DOJ بنیانگذاران را به نقض قانون رازداری بانک متهم کرد. در نتیجه، پلتفرمهای دیفای که محصولات مالی به ساکنان ایالات متحده ارائه میدهند، باید برای مجوزهای عملیاتی مناسب ثبت نام کنند. در غیر این صورت منجر به اقدامات احتمالی علیه موسسان،خالقان یا اپراتورهای قابل شناسایی میشود.
مقررات در مقابل حریم خصوصی: آیا واقعاً در تضاد هستند؟
به خاطر داشته باشید که مقررات در حال حاضر بیشتر به مشاغل اختصاص دارد تا افراد. بنابراین، معاملات همتا به همتا، نگرانی زیادی برای تنظیم کنندهها ندارد. مگر اینکه میلیونها دلار ارزهای رمزنگاری شده پولشویی کرده باشید و آنها را از طریق شبکه پرداخت یک پلتفرم رمزنگاری جابجا کنید. در آن مرحله، صرافی باید معامله را مشکوک تشخیص داده و به نهاد نظارتی در حوزه قضایی خود هشدار دهد.
در این مرحله از پیشرفت تحقیقات، اگر مجریان قانون اطلاعات شخص مرتبط با معامله را درخواست کنند، صرافی موظف است آن را ارائه دهد. به همین دلیل است که صرافیهای متمرکز به احراز هویت(KYC) کاربران نیاز دارند. اما، اکثر قریب به اتفاق DEXها فرآیندهای کاملاً سازگار ندارند. آیا DEXها برای پیادهسازی این استانداردها ، باید آزادیهای انقلاب غیر متمرکز ما را قربانی کنند؟


