اخبار

چگونه در بازار ارزهای دیجیتال یا همان رمزارزها ثروتمند شویم؟ معامله‌گری!؟

سودآوری با معامله‌گری

بیت پورت: شاید کمی سخت باشد که بگوییم با معامله‌گری یا ترید کردن دلیلی بر موفقیت یا ثروتمند شدن ندارد. با توجه به شکست‌های متوالی بازارهای جهان طی سالیان اخیر، بازار رمزارزها داغ‌تر از قبل شده است. اما این تمام مسیر نیست، باید با نگاهی عمیق‌تر و با دانشی فراتر سراغ این بازار رفت. نیکلاس گوک (Niklas Göke)، نویسنده مطرح اقتصادی در مدیوم، نیز در مقاله‌ای می‌گوید: معامله‌گری نمی‌تواند افراد را به ثروت برساند. یا شاید به نوعی بتوان گفت نگهداری نمادهای ارزشمند بهتر از خرید و فروش در بازار است.

در این خصوص کارتر توماس (Carter Thomas)  عنوان می‌کند: ایکاش این موضوع را ۲۰ سال زودتر متوجه می شدم. کارتر می‌گوید: اگر من ثروت کلانی به دست نیاورده‌ام تنها دلیلش این است که دارایی‌هایم را به فروش رسانده‌ام. دلیل این موضوع هرگز این نیست که من چیزهای مناسبی نخریده‌ام. من همیشه چیزهایی مناسب در زمان مناسب خریده‌ام، اما هرگز آنها را به‌اندازه کافی نگه نداشته‌ام. به عبارتی دیگر می‌توان گفت: شما با سود از معامله‌گری ثروتمند نمی‌شوید. بلکه با داشتن دارایی‌های ارزشمند ثروتمند خواهید شد.

انتخاب دارایی مناسب

انتخاب دارایی‌های مناسب، قسمت سخت ماجراست نیست. در واقع فشار روانی ناشی از مبارزه مداوم با رضایت فوری است که توانایی ما و پتانسیل مالی را محدود می‌کند. بابررسی بازارهای مالی در سالیان گذشته متوجه خواهیم شد همه بازارها مسیر افزایشی را دنبال می‌کنند. بازار سهام، املاک و مستغلات، کالا و اجناس، ارز دیجیتال، سرمایه خطرپذیر، طلا و ارز نیز روندی صعودی داشته‌اند. تورم و چاپ پول را می توان دلایل اصلی این روند افزایشی عنوان نمود. فدرال رزرو آمریکا نزدیک به ۵ تریلیون دلار در یک سال چاپ کرده است. به عبارت دیگر اگر چاپ پول قیمت‌ها را به‌صورت یکنواخت تغییر می‌داد. امسال ۲۵٪ به قیمت همه چیزهایی که با دلار اندازه‌گیری می‌شوند، افزوده می‌شد. نهایتاً پول همواره راه خودش را به بازارهای جدیدتر، حاشیه‌ای‌تر و کمتر قانون‌گذاری‌شده نظیر تأمین مالی جمعی، ارز دیجیتال و همچنین کارت‌های پوکمون پیدا می‌کند.

طمع و ترس!؟

یه مثل قدیمی هست که می‌گوید: «اگر بلد نیستی حرف بزنی بلد هستی که حرف نزنی». در بازار رمزارزها یا همان ارزهای دیجیتال هم می توان کاربرد این مثل رو به درستی مشاهده کرد. اگر بلد نیستی معامله‌گری کنید بهتر است که معامله‌گری نکنید. چرا هیچ کاری نکردن سخت است و نمی‌توان از این فرصت استفاده کرد؟ چرا نمی‌توانیم اجازه دهیم که بازار از دارایی‌های ما مراقبت کند؟ پاسخ این است که ما به دلیل طمع و ترس دارایی خود را به مخاطره می‌اندازیم. طمع و ترس از یک سرمایه‌گذار، یک تریدر می‌سازند. تریدر شدن حرفه‌ای است که اگر مفهوم آن را بدانید احتمالاً نمی‌خواهید در آن فعالیت داشته باشید و قطعاً کاری است که شما نمی‌توانید با ترس و طمع در آن به موفقیت برسید.

سرمایه‌گذار نمادی را که به آن اعتقاد دارد می‌خرد ولی خیلی زود طمع فروش آن را در سر می‌پروراند. بسیاری از سرمایه‌گذاران خود را از بازار باهوش‌تر می دانند. و گمان می‌کنند با معامله‌گری می‌توانند نبض بازار را در دست بگیرند. برای ترس نیز می‌توان گفت که ترس زمانی رخ خواهد داد که شما برروی نمادی بی ارزش سرمایه گذاری نموده‌اید. این گونه خریدها اینگونه رقم خواهد خورد که سرمایه گذار با ترس از اینکه از دیگران عقب نیافتد دست به خرید می‌زند. بر این اساس می‌توان گفت تریدر شدن خیلی راحت به نظر می‌رسد. این‌گونه نیست؟

همه می‌خواهند معامله گری کنند

چرا همه به دنبال معامله‌گری هستند؟ پاسخ این است که معامله‌گری بسیار جذاب است، آدرنالین هم ترشح می شود، احساس زنده‌بودن دارد. اما معامله‌گری یک روش سریع برای از بین بردن بهره‌وری، سلامت روانی و همچنین ویران‌کردن سبد سرمایه‌گذاری‌تان برای رسیدن به یک بازدهی مناسب است. یک معامله‌گر از خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا منفعت حاصل می‌کند. و اگر معامله موفقی نداشته باشد، حتی پولی برای غذا خوردن ندارد. راه ساده‌تر این است که فقط بخرید و برای همیشه نگه دارید. اما با این فرض که نمادی باارزش را می خرید. به عبارتی دیگر می‌گفت نمادی را می‌خرید که به آن اعتقاد دارید، پس دیگر پرسیدن این سؤال کی آن را بفروشم بی‌معناست. به‌صورت پیش‌فرض پاسخ این سؤال هرگز است. در واقع تا زمانی که شرایط به‌طور بنیادین تغییر پیدا نکند، پاسخ شما نیز نباید تغییر کند.

با مثالی دقیق‌تر به راهنمایی شما می‌پردازم. شما یک سبد سرمایه گذاری دارید که در این سبد سرمایه گذاری سهام شرکت هایی نظیر اینستاگرام، آمازون، تسلا و توییتر قرار دارند. آیا شما سهام شرکت‌های که طی سالیان متوالی تصمیمات درستی در حوزه اقتصادی گرفته‌اند را با سهام شرکت‌هایی که نمی‌شناسید عوض می کنید. به عبارت دیگر اگر شما شرکت داشته باشید که کارمند شما کوین سیستروم، جف بیزوس، ایلان ماسک یا جک دورسی باشند. آنها را اخراج می‌کنید؟ و به یک شرکت یا یک کارمند بدون نام و نشان اعتماد می کنید. شخصی که چنین نمادهایی را می‌فروشد به معنای اخراج چنین شخصیت‌هایی است. ما نباید پوزیشن معاملاتی خود را تغییر می‌دهیم، ما همیشه نگران نحوه سرمایه‌گذاری بعدی هستیم. ما باید یاد بگیریم که یک تریدر نباشیم. بلکه یک سرمایه‌گذار باشیم. پیام آخر این‌که هیچ‌کس با معامله‌گری ثروتمند نمی‌شود.

Bitport.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا